تبليغاتX
برای گنجی

برای گنجی

زندگي ترجمان تازه ايست از نام تو

  

آيت الله العظمي منتظري شنبه ۲۸ آذر ۸۸ در هشتاد و هفت سالگي درگذشت . وي در آخرين روزهاي حياتش تنديس تلاشگر حقوق بشر را از كانون مدافعان حقوق بشر دريافت نموده بود .متن زير را از سايت اين كانون و پس از اهداي تنديس به وي مي خوانيد .

 

اهدای تندیس « تلاشگر حقوق بشر» به آیت الله منتظری


جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹

منتظري در مراسم دريافت تنديس تلاشگر حقوق بشر - عكس از سايت آيت الله منتظري

 
  
 
کانون مدافعان حقوق بشر»، همزمان با روز جهانی حقوق بشر تندیس « تلاشگر حقوق بشر» سال 1388 خود را به آیت الله منتظری اهدا کرد. به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، مراسم اهدای تندیس «تلاشگر حقوق بشر» روز پنج شنبه نوزدهم آذر ماه 1388 برابر با ده دسامبر 2009 در بیت آیت الله منتظری برگزار شد. « کانون مدافعان حقوق بشر»، تندیس « تلاشگر حقوق بشر» خود را هر سال به یکی از افرادی که « در راه تحقق حقوق بشر و اصول انسانی آن کوشش کرده و از جان و مال و مقام خود صرف نظر کرده اند»، اهدا می کند. آیت الله منتظری روحانی بلند پایه ایرانی است که در طول زندگی خود با اتخاذ مواضع فقهی و عملی از « حق و کرامت انسان ها» دفاع کرده است. عباس امیر انتظام و تقی رحمانی دو شخصیتی هستند که تندیس « تلاشگر حقوق بشر» تا کنون به آنها اهدا شده است. مراسم اهداء تندیس «تلاشگر حقوق بشر» در سال 1386 در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر برگزار شد اما در دومین سال برگزاری این مراسم یعنی سال 1387 که قرار بود همزمان شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز جشن گرفته شود، قبل از برگزاری مراسم، دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد. از همین رو در سومین سال برگزاری مراسم اهدای تندیس « تلاشگر حقوق بشر»، جمعی از شخصیت های سیاسی، فرهنگی و حقوق بشری از جمله ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان و تقی رحمانی سه نواندیش مذهبی و فعال سیاسی، محمد علی دادخواه، عطاءالله شیرازی، عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی چهار عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر به نمایندگی از این سازمان مردم نهاد و عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار به بیت آیت الله منتظری رفته و این تندیس را به رسم مرسوم به او اهدا کردند.

بر این اساس عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر در سخنان کوتاهی در خصوص چرایی اهدای تندیس « تلاشگر حقوق بشر» به آیت الله منتظری، فعالیت این فقیه عالی مقام را در راستای تحقق حقوق بشر از دیدگاه اسلام بیان کرد.

سلطانی در ادامه گفت: « کسانی که زندانیان دهه 60 بودند، می دانند که فعالیت های حضرتعالی در کاهش فشار ها چقدر مؤثر بوده است، حالا از هر گروهی که بودند. این در حالی بود که حضرتعالی فرزندتان را توسط کسانی که با شما اختلاف نظر داشتند از دست داده بودید، اما باز شما به حقوق انسانی همین افراد کمک کردید.»

‏ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی ایران نیز با بیان اینکه در این روز خدمت آیت الله منتظری رسیده اند تا از او به خاطر شجاعت ها و مواضع دلیرانه ای که گرفته است، تشکر کنند، اینگونه عمل کردن را مصداق همان موضوعی دانست که وقتی بدعت ها ظاهر می شوند بر علما است تا سخن بگویند و جلوی بدعت ها را بگیرند. او سپس ابراز امیدواری کرد تا خداوند توفیق دهد تا کلام آیت الله منتظری اثر گذاشته و تضییع کنندگان حقوق ملت به سر عقل آمده و دست از این حرکات بردارند.

حبیب الله پیمان، دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز دیگر شخصیت حاضر در این مراسم بود که ابتدا به برخی از سایت ها اشاره کرد که مدام بر این نکته تأکید دارند که از اسلام فاشیسم در می آید حال آنکه فجایع مورد اشاره آنان به نام اسلام انجام می شود نه اینکه اسلام با آن اعمال موافق باشد.

پیمان در ادامه تأثیر صحبت های اشخاصی چون آیت الله منتظری بر مردم را با وجود آزار و اذیت هایی که نسبت به آنها که برای احقاق حقشان ایستاده اند، اعمال می شود را قطعی دانست؛ چرا که « مردم امروزه برخلاف جنبش های پیشین به قدرت حاکم نمی گویند که ما آمده ایم تا شما را به زندان ببریم بلکه می گویند هدف ما تغییر مشی و رویه است؛ نمی گویند قدرت مال ماست و به ما بدهید بلکه می گویند رویه را اصلاح کنید و مطابق قانون اساسی عمل کنید. او سپس پرسید که آیا خواسته هایی ساده تر و انسانی تر از این خواسته ها یافت می شود که جواب آن زندان و باتوم باشد؟

محمد علی دادخواه، وکیل دادگستری و عضو شورای عالی کانون مدافعان حقوق بشر نیز با اشاره به دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، از اینکه قرآن پس از آنکه انسان را مورد خطاب قرار می دهد، یکسری حقوقی را برای او قائل شده است، سخن گفت.

دادخواه با اشاره به تندیس کانون مدافعان حقوق بشر که بخشی از منشور کورش بر آن حک شده است، گفت که کوروش در ابتدای امر، اصولی را اعلام داشت که انسان آزاد و کسی بر او سلطه نداشته باشد، بردگی را از میان برداشت و سلطه را نفی کرد مگر به انتخاب خود او و این اختیار انسانی را به او یاد آور شد.

تنديس استوانه ای کانون مدافعان حقوق بشر بر اساس استوانه كوروش كبير که مربوط به 539 سال‏ ‏پيش از ميلاد است، ساخته شده است. استوانه كوروش كبير به عنوان‏ ‏نخستين منشور حقوق بشر ناميده شده و به تمامي زبان هاي‏ ‏رسمي دنيا ترجمه شده است. بر این اساس دادخواه با اظهار تأسف از اینکه در حال حاضر خیلی از این بایدها رعایت نمی شود، ابراز امیدواری کرد با توجه به دلسوختگانی چون آیت الله منتظری که نصیحت می کنند و راه را از گمراهی نشان می دهند، فرداهای بهتری در انتظار مردم باشد.

آیت الله منتظری: كشور باید مطابق رأي و نظر مردم ‏ ‏اداره شود

سخنان افراد حاضر در مراسم اهدای تندیس « تلاشگر حقوق بشر» با طرح دیدگاه های آیت الله منتظری در خصوص مسایل روز و حقوق مردم همراه شد. آیت الله منتظری با ابراز تشكر و قدرداني از‏ ‏اعضای كانون مدافعان حقوق بشر و کسانی كه در راه دفاع از حقوق‏ ‏شهروندان تلاش و كوشش مي‎كنند، به حوادث پس از‏ ‏انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و برخوردهاي تند و خشن با مردم معترض اشاره کرد و گفت: « ‏ ‏هيچ يك از برخوردهايي كه با مردم شد، شرعي و قانوني نيست و‏ ‏آمرين و عاملين ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بين زن و‏ ‏مرد، پير و جوان هم تفاوتي قائل نشده اند؛ حتي زن ها و دخترها را‏ ‏بيشتر كتك زده اند. آقايان مي‎گويند اين كارها را براي حفظ نظام‏ ‏انجام مي‎دهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام‏ ‏نيستيم اما حفظ نظام وجود نفسي ندارد، بلكه حفظ آن وجوب‏ ‏مقدمي دارد، يعني نظام را ما مي‎خواهيم كه در سايه آن احكام‏ ‏اسلامي اجرا شود نه اين كه به بهانه حفظ نظام، احكام اسلامي و‏ ‏شرعي زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما‏ ‏به چه مجوزي مردم را كتك مي‎زنيد؟ براي اين كه شما را قبول‏ ‏ندارند. خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟‏ ‏آنچه كه شما به نام اسلام و دين انجام مي‎دهيد موجب بدنامي‏ ‏براي اسلام مي‎شود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد مي‎كنيد؟»

‏این مرجع تقلید درادامه گفت: « خداوند خطاب به پيامبر مي‎فرمايد: ( فبما رحمة من الله لنت لهم‏ ‏ولوكنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏ ‏واستغفرلهم و شاورهم في الامر) يعني: "اي پيامبر، چون تو نرمخو‏ ‏هستي مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودي مردم از تو‏ ‏فراري مي‎شدند." بعد مي‎فرمايد: "براي اين مردم طلب عفو كن،‏ ‏برايشان استغفار كن و در امر حكومت با آنها مشورت كن." شما‏ ‏آمده ايد خودي ها را هم غيرخودي مي‎كنيد، در حالي كه قرآن‏ ‏مي‎گويد: غيرخودي ها را از خود كنيد، با آنها مشورت كنيد،‏ ‏دستور واقعي اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام‏ ‏مي‎دهند و دستور مي‎دهند مردم را به قصد كشت بزنند.»

منتظري در زندان شاه - عكس از : BBCpersian.com‏‏آیت الله منتظری در ادامه افزود: «‏ ‏ضرر را از هر كجا بگيريد به نفع است. آقايان از اول، انتخابات را‏ ‏منحرف كردند. بعد عده اي را زدند، عده اي را زنداني كردند، بعد‏ ‏گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه‏ ‏بازداشت ها براي چه بود؟ مصاحبه هاي تلويزيوني براي چه بود؟‏ ‏اعتراف گيري چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار براي‏ ‏چه بود؟ مگر بازداشتي ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه‏ ‏پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتي ها را آزاد مي‎كردند، از‏ ‏آنها معذرت خواهي مي‎شد، چه بسا اوضاع به اينجا نمي رسيد كه‏ ‏هر روز ادامه پيدا كند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما‏ ‏تفرقه ايجاد كرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم مي‎زنيد؟ اگر به‏ ‏دنبال آرامش و وحدت هستيد براي چه بي گناهان را در بازداشت‏ ‏نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف مي‎گيريد و بر اساس همان‏ ‏اعتراف ها محاكمه مي‎كنيد و احكام سنگين صادر مي‎كنيد؟ مگر‏ ‏روايت نداريم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثري‏ ‏ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره اي ارزش ندارد و بر خلاف‏ ‏موازين اسلام است.

ادامه سخنان آیت الله منتظری اشاره به یک موضوع تاریخی بود: « ‏‏زماني كه ما در رژيم سابق زندان بوديم روزي ازغندي كه بازجوي‏ ‏ما بود به زندان آمد و دست عباس اشراقي را گرفت و برد. به او‏ ‏گفتم عباس را كجا بردي ؟ گفت : آزادش كردم . چون حالت صرع‏ ‏دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللي برايمان مشكل‏ ‏درست مي‎كنند. آنها عاقلانه برخورد مي‎كردند ولي اين آقايان‏ ‏آقاي بهزاد نبوي را كه داخل زندان نبود و براي عمل جراحي و‏ ‏معالجه چند روزي مرخصي داده بودند، در حال بيماري به زندان‏ ‏عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است؟ يكي از هموطنان‏ ‏كردمان آقاي احسان فتاحيان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم‏ ‏كردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محكوم كردند. در‏ ‏حالي كه دادگاه تجديدنظر حق ندارد مجازات را تشديد كند. چون‏ ‏10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و اين حكم‏ ‏برخلاف قانون است.

این مرجع تقلید در ادامه گفت: « ‏‏ما به اين آقايان مي‎گوييم والله اين كشور مال ما مردم است و ما به‏ ‏كشورمان علاقه داريم . كشور هم حاكميت مي‎خواهد و‏ ‏شرايطش بايد برقرار باشد. اما كشور مطابق رأي و نظر مردم بايد‏ ‏اداره شود. امام حسن (ع ) طي نامه اي به معاويه مي‎نويسند: پس از‏ ‏رحلت پدرم "ولاني المسلمون الامر من بعده" يعني : پس از‏ ‏شهادت پدرم علي (ع ) مردم مرا ولي و حاكم قرار دادند. ايشان به‏ ‏معاويه نمي گويد: من حاكم هستم چون امام معصوم هستم بلكه‏ ‏رأي و اقبال مردم را مطرح مي‎كند. پس همه كاره مردم اند. بنابراين‏ ‏بايد حقوق ملت استيفا شود.

آیت الله منتظری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فصلی از قانون اساسی که مختص حقوق ملت است، گفت: « ‏آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات،‏ ‏اظهارنظر و آزادي مردم آمده است. مراد، آزادي مسئولان نيست‏ ‏بلكه مراد آزادي مردم است. ولایت مطلقه درست کرده اند، من به بازنگری رأی ندادم برای اینکه ولایت مطلقه را قبول نداشتم با اینکه ولایت فقیه را ما درست کردیم. ولایت مطلقه غلط است.»

‏او سپس گفت: ‏« آيت الله خميني در پاريس درباره آزادي مي‎گفتند: "حتي‏ ‏كمونيست ها هم در حكومت آينده ما حق اظهارنظر دارند." حالا‏ ‏كه مسلمان ها هم، حتي آنها كه براي انقلاب زحمت كشيدند و‏ ‏زندان رفته اند را از حق اظهار نظر محروم مي‎كنند، آنها را بازداشت‏ ‏مي‎كنند و به زور اعتراف مي‎گيرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام‏ ‏هستيم.

‏آیت الله منتظری افزود: « ‏همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم كه امر به معروف و نهي از‏ ‏منكر كنيم. صرف دعا كردن كافي نيست و فايده ندارد و نبايد‏ ‏دلمان را به اين كه گوشه اي بنشينيم و دعا كنيم خوش كنيم، بلكه‏ ‏علاوه بر آن بايد در جاي خودش وارد شد و به وظيفه عمل كرد.‏ ‏امر به معروف و نهي از منكر هم مربوط به امور جزئي نيست بلكه‏ ‏مربوط مي‎شود به امر جامعه و حكومت.

آیت الله منتظری بار دیگر با تشکر از تمام كساني كه در فعاليت هاي‏ ‏حقوق بشري براي تمامي انسان ها فارغ از قوم، قبيله و عقيده تلاش‏ ‏مي‎كنند، تشكر کرد و در ادامه با تأکید بر لزوم حفظ حقوق شهروندی، گفت: « در اين راه، ملاكمان "انسان بما هو انسان" است.‏ ‏مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالك اشتر مي‎فرمايد: با لطف و محبت با‏ ‏مردم برخورد كن چون كه مردم از دو صنف خارج نيستند: "اما اخ‏ ‏لك في الدين او نظير لك في الخلق" : "يا برادر ديني تواند يا مثل تو‏ ‏انسان هستند." بنابراين آنها كه مي‎گويند اسلام را قبول نداريم هم‏ ‏بايد حقوقشان رعايت شود.»

آیت الله منتظری در پایان خطاب به حاضران گفت: « در اين راه كه قدم برمي داريد قطعا‏ ‏مشكلاتي پيش مي‎آيد، زنداني مي‎شويد، از كار بي كارتان مي‎كنند‏ ‏و فشارهاي ديگر، ولي نااميد نشويد، بردبار باشيد، چون قرآن‏ ‏مي‎فرمايد: "انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب".»

پیام شیرین عبادی به آیت الله منتظری

پس از سخنان آیت الله منتظری، نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر متن پیام شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر به آیت الله منتظری را قرائت کرد. شیرین عبادی، تنها بانوی مسلمان برنده جایزه صلح نوبل، پیام خود را به آیت الله منتظری در تاریخ نوزدهم آذر ماه 1388 چنین نوشته است:

« محضر مبارک فقیه عالیقدر، حضرت آیت الله منتظری

لحظاتی سرنوشت ساز در تاریخ هر کشور وجود دارد که تبدیل به امتحانی برای مشروعیت حکومت و میزانی جهت سنجش آزادگی افراد است.

در سال 1376 که تعداد کثیری از زندانیان سیاسی بدون امکان دسترسی به دادرسی عادلانه رهسپار چوبه دار شدند، اعتراض شما تنها صدای واضح و روشنی بود که امید به عدالت را در قلب و جان مردم بی پناه زنده نگاه می داشت.

اعتراضات شما منجر به کناره گیری از کلیه مشاغل سیاسی و دولتی و سال ها حصر خانگی و ممنوعیت از تدریس و تحمل انواع خشونت های دولتی شد، اما هرگز نتوانست در اراده آهنین شما برای مبارزه با بی عدالتی تأثیر گذارد. سالیان سال ضمن توصیه به روش های مسالمت آمیز مریدان خود را به مبارزه برای عدالت و دموکراسی دعوت کردید و نزد مسلمانان تبدیل به نمادی شدید برای آزادگی.

در برابر عظمت روح آن جناب سر تعظیم فرود آورده و اجازه می خواهم که به عنوان فردی از میلیون ها مرید آن مقام ارجمند، جایزه امسال « تلاشگر حقوق بشر» کانون مدافعان حقوق بشر را به حضور مبارک تقدیم نمایم.

امید است سیره حسنه شما، روشی باشد برای دولتمردان تا بتوانند آزادی و دموکراسی را برای ایران و ایرانیان به ارمغان آورند.»

بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر

پس از قرائت پیام شیرین عبادی به آیت الله منتظری و پیش از آنکه تندیس « تلاشگر حقوق بشر» توسط ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان و تقی رحمانی به آیت الله منتظری اهدا شود، متن بیانیه « کانون مدافعان حقوق بشر» در خصوص اینکه چرا آیت الله منتظری برنده امسال جایزه « تلاشگر حقوق بشر» بوده است، توسط نرگس محمدی خوانده شد:

« کانون مدافعان حقوق بشر از آغاز تأسیس خود در سال 1379 تلاش کرده تا برای بسط و گسترش و ارتقاء حقوق بشر در ایران، کار فرهنگی و اقدامات عملی را مورد توجه قرار دهد. کانون مدافعان حقوق بشر با تمام فراز و نشیب هایی که چون سایر نهادهای مدنی بر آن رفته است در کنار آحاد ملت ایران و با آرمان بلند تحقق دموکراسی و حقوق بشر در کشور عزیزمان ایران تلاش های خود را در زمینه های مختلف در پی گرفته است. از جمله این اقدامات، اهداء جایزه « تلاشگر حقوق بشر» از سال 1386 به افرادی است که در راه تحقق حقوق بشر و اصول انسانی آن کوشش نموده و از جان و مال و مقام خود صرف نظر نموده اند.

در سال 1386 مهندس عباس امیر انتظام به خاطر تلاش های مسالمت آمیز برای تحقق دموکراسی در ایران و برداخت هزینه سنگین زندان های طولانی در این راه و در سال 1387 تقی رحمانی به موجب تداوم و ایستادگی در راه تحقق آزادی و دموکراسی در ایران علی رغم گذراندن بیش از 15 سال از عمر خود در زندان ومجموعه اقدامات عملی و ارائه مباحث نظری در این زمینه، برندگان این تندیس بوده اند. که البته سال گذشته در روز جهانی حقوق بشر و اهداء جایزه به تقی رحمانی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر به طور غیر قانونی پلمپ شد.

انتصاب منتظري به رهبري آيندهکانون مدافعان حقوق بشر در سال 1388 تندیس « تلاشگر حقوق بشر» را به حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری تقدیم می دارد. ایشان در زمینه های نظری و عملی و با نادیده انگاشتن مقام و قدرت دنیوی و برخورداری های ناشی از آن از حق و کرامت واقعی انسان دفاع کرده است.

مواضع فقهی ایشان در مورد حقوق شهروندی همه ایرانیان (از جمله اخیراً از حقوق شهروندی بهاییان)، تکیه و تاکید بر مشروعیت حکومت بر اساس آراء مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشکار است.

آنچه کانون مدافعان حقوق بشر را در تقدیم این جایزه به شخصیت برجسته و علمی آیت الله ترغیب نموده، مواضع عملی ایشان است. از جمله مخالفت با اعدام های بی رویه در سال های 1360 و 1367 ، مخالفت با سخت گیری حکومت علیه شهروندان و دفاع همه جانبه، شجاعانه و مقتدرانه ایشان از جنبش سبز مردمی ایران.

کانون مدافعان حقوق بشر با تقدیر از تلاش های این عالم برجسته که سال ها حصر و محرومیت و تحمل مرارت را برای ایشان به همراه داشته است و با تبریک به ایشان برای نیک نامی جاودانه شان در نزد ملت ایران با آرزوی سلامتی و تداوم راه بر ارزش دفاع از حقوق انسان ها، تندیس « تلاشگر حقوق بشر» را در 19 آذر ماه 1388 مصادف با 10 دسامبر 2009 و شصت و یکمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر تقدیم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری می کند.»

از همین رو در پایان قرائت بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر در خصوص برنده تندیس « تلاشگر حقوق بشر»، تقی رحمانی، برنده سال 1387 این تندیس که سابقه حدود پانزده سال زندان را در کارنامه فعالیت های سیاسی خود ثبت کرده است، از آیت الله منتظری خواهش کرد تا از آنجا که مواضع شجاعانه این روحانی عالی مقام به دیگران روحیه می دهد، همیشه این روحیه را در انتقاد و ایستادگی و شجاعت ادامه دهد.

 

منبع : سايت كانون مدافعان حقوق بشر

 *******************

براي ديدن تصاوير بيشتر و اطلاعات بيشتر در سايت آيت الله منتظري اينجا كليك كنيد .

 

لینک مطلب
 

نگاهی دیگر: 30 سال جنگ قدرت در ایران- بخش نخست

اکبر گنجی

روزنامه نگار و پژوهشگر، نيويورک


انشقاق و حذف مداوم


اشاره: تاریخ سه دهه گذشته رژیم جمهوری اسلامی، تاریخ انشقاق و حذف های مداوم در بالاترین سطح سیاسی بوده است. آیت الله خمینی به عنوان رهبر انقلاب، شخصیتی کاریزماتیک بود که در عین حال از مشروعیت سنتی (مرجع تقلید اعلم زمان خود) برخوردار بود.

پس از درگذشت او، آیت الله علی خامنه ای به رهبری منصوب شد که فاقد مشروعیت سنتی( مرجع تقلید نبود) و مشروعیت کاریزماتیک بود.

وقتی رهبرکاریزماتیک می رود، دوره ای از فترت فرا می رسد تا جانشین او میان مشروعیت سنتی و مشروعیت قانونی- عقلایی دست به انتخاب زند. هر دو دوره نظام ولایت فقیه (رهبری آقای خمینی و آقای خامنه ای)، همراه با افتراق و حذف بوده است.

زمامداران جمهوری اسلامی همیشه نظام های غیراسلامی را از جهات گوناگون- خصوصاً اخلاقی- نقد و رد کرده اند. یکی از معیارهای تمایز آنان این است که نظام های غیراسلامی محصول مبارزه بر سر هواهای دنیوی(قدرت، ثروت، شهرت و...) است، اما نظام اسلامی محصول عمل به تکلیف الهی و خدمت به بندگان خداوند است.

آیت الله خامنه ای در آخرین سخنرانی خود گفته است:"همه ناظران سیاسی جهان وجودشان انباشته از پلیدی و خباثت است"[1]. وی در همین سخنرانی از یک سو می گوید:"ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال می كنم؛ از انتقاد استقبال می كنم. البته انتقاد هم می كنند، انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم می گيرم، دريافت می كنم و انتقادها را می فهمم."

و از سوی دیگر می گوید:"زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را می بنديد؟!..يک عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است."

البته روشن است که مردم ایران و رهبران جنبش سبز، اصل انتخابات را زیر سئوال نبرده و نمی برند، آنان به تقلب در انتخابات اعتراض دارند و شعارشان این بود و هست:رأی من کجاست؟

 

(ادامه اين مطلب را در ادامه همين مطلب بخوانيد ... )

 


ادامه مطلب
لینک مطلب
 

گفتگو با اکبر گنجی
نواندیشی دینی در مبارزه با دیکتاتوری مذهبی
سهیلا وحدتی
 گفتگو با اكبر گنجي

 

اکبر گنجی از چهره های جنجالی در سیاست، ژورنالیسم و بحث های دینی است که بخاطر بیان بی پروای اندیشه های شک آلود خویش و چالش اقتدار حاکم، بیش از شش سال در زندان بسر برده* و اخیرا نیز حکم "ارتداد" گرفته است**. اعتصاب غذای ایشان برای اعتراض به رفتارهای غیرقانونی و سرکوبگرانه در زندان و مقاومت در مقابل رژیم چنان شهرتی در ایران و جهان بدنبال داشت که جورج بوش، رئیس جمهور پیشین امریکا، ایشان را به کاخ سفید دعوت نمود که این دعوت بی پاسخ ماند.

مهمترین نکته در مورد اکبر گنجی شاید این است که ایشان از معدود چهره های مسلمان شناخته شده در کشور ماست که دفاع از حقوق بشر را نه تنها به دفاع از حقوق زنان، بلکه به دفاع از حقوق بهائیان و همجنس گرایان گسترش داده است.

افشاگری های وی درباره قتل های زنجیره ای در کتابهای «عالیجناب خاکستری پوش و عالیجناب سرخپوش» و « تاریکخانه اشباح» که در سالهای 1377 منتشر گشت، در مدتی کوتاه بارها تجدید چاپ شده و فروش هریک از آنها به حدود دویست هزار نسخه رسیده است.

فعالیت های روزنامه نگاری اکبرگنجی در کیهان فرهنگی آغاز شد و در روزنامه های صبح امروز، فتح، عصر آزادگان، خرداد و ماهنامه ی کیان در سال 1370 و راه نو در سال1377 ادامه یافت.جلساتی مرتبی که با حضور عبدالکریم سروش، سعید حجاریان، رضا تهرانی، آرش نراقی، اکبر گنجی، رضا تهرانی، جواد کاشی، حسین قاضیان، شمس الواعظین، ابراهیم سلطانی، عباس عبدی، محسن کدیور و...تشکیل می شد، به «حلقه ی کیان» شهرت یافتند. حلقه ی کیان در راه اندازی و ادامه ی بحث های «نواندیشی دینی» نقش بسزایی داشته اند. از اکبر گنجی تا کنون بیش از ده جلد کتاب به فارسی و انگلیسی و مقاله هایی در نیویورک تایمز، واشنگتن پست و نیوزویک منتشر شده است. ایشان چندین جایزه بین المللی، از جمله جایزه قلم طلایی آزادی در سال 2005 را در دانمارک، و جایزه بهترین روزنامه نگار در سال 2006 را در روسیه، جایزه آزادی جان هامفری در سال 2007 را در کانادا دریافت نموده است. اکنون اما چاپ آثار ایشان در ایران ممنوع است.

اکبرگنجی متولد 1960 است و وقتی انقلاب ایران پیروز گشت، 19 سال بیشتر نداشت. در نوجوانی هوادار دکتر شریعتی بوده و پس از انقلاب به سپاه پاسداران می پیوندد و از آغاز تا پایان فعالیت خویش در این ارگان، یعنی تا سال 1363، در بخش فرهنگی و آموزشی سپاه پاسداران انقلاب به عنوان یک پاسدار فعالیت داشت و بنا به گفته ی خود ایشان، هیچگاه هیچ پست و سمتی در سپاه نداشت و صرفا یک پاسدار بود. در کارنامه ایشان، اشتغال در وزارت ارشاد در دوران وزارت آقای خاتمی و فعالیت در ستاد انتخاباتی ریاست جمهوری ایشان نیز به چشم می خورد.

توضیح اینکه در سفری که آقای اکبر گنجی در نیمه اول سال 1388 به کالیفرنیا داشت، فرصتی پیش آمد تا برخی پرسش هایی را که در رابطه با اهمیت و نقش نواندیشی دینی در سیاست امروز ایران مطرح است از نگاه یک فرد سکولار که نمی خواهد درگیر جزئیات بحث های دینی گردد، با ایشان درمیان بگذارم.

آنچه که در زیر از نظر شما می گذرد، مجموعه ی پاسخ های آقای اکبر گنجی به پرسش های من در این زمینه است.

سهیلا وحدتی
 

براي خواندن ادامه اين گفتگو به ادامه مطلب مراجعه كنيد ...

 


ادامه مطلب
لینک مطلب
 

سرمقاله آفتاب یزد
 آقاي احمدي‌نژاد ، رسانه‌هاي خودمان چطور؟     
 
پنج شنبه, 16 مهر 1388

 
ایران اکونومیست: آفتاب یزد - مجتبی واحدی : نشست دست‌اندركاران راديو و تلـويزيون‌هاي كشورهاي اسلامي، چـند روز قبل در ايران برگزار شد.

تشكيل جلسه با حضور مديران اين رسـانـه‌هـا و بـرگزاري آن در ايران، دو سوژه‌اي كه هر يك به تنهايي ارزش تأمل و توجه دارد. از جمله، لازم است مسئولان صدا و سيما، به مردم اعلام نمايند همچنين احتمالاً بسياري از مردم مايلند جايگاه واقعي صدا و سيماي ايران در ميان برخي رسانه‌هاي پرمخاطب و تاثيرگذار جهان اسلام را بدانند و ميزان آزادي موجود د‌ر رسانه ملي ايران را با ساير رسانه‌هايي كه نمايندگان آنها در ايران حضور يافتند، مقايسه نمايند. اما نكته مهم‌تر كه اين مقاله به آن مي‌پردازد اظهارات محمود احمدي نژاد در جمع ميهمانان نشست مزبور است.

 
احمدي نژاد در اين سخنراني، به نقش رسانه‌هاي جـهاني در برخي حوادث يا آنها اشاره كرده و اين نقش آفريني را نقطه ضـعــف بـزرگ رسـانـه‌هـاي امـروزي دانـسـتـه اسـت. او همچنين تاسف خود را از اين موضوع اعلام كرده كه خبرنگاران رسانه‌هاي بزرگ جهاني، از خود اراده‌اي ندارند و سوالات كليشه‌اي را مطرح مي‌نمايند كه به تعبير احمدي نژاد ، خواسته دولتمردان كشورهاي بزرگ است. البته نگارنده در اين مورد اختلاف نظر اساسي با رئيس دولت دارد. زيرا در سال‌هاي اخير، بسياري از مسائل، توسط همين رسانه‌ها افشا شده كه قطعا افشاي آنها، باب مـيـل قدرتمندان جهاني يا برخي صاحب‌نفوذان در كشورهاي بزرگ نبوده است. مثلاً آ~يا كسي مي‌تواند نقش رسانه‌هاي بزرگ جهاني در افشاي مظلوميت كودكان و زنان فلسطيني -در جنگ 22 روزه غزه- را انكار كند؟ افشاي فجايع ابوغريب و ضرب و شتم برخي زندانيان در زندان‌هاي آمريكا، چگونه انجام شد؟ مگر رسانه‌هاي آمريكايي، اولين افشاكنندگان تصويري اين فجايع نبودند؟ اما به فرض كه تجليل احمدي‌نژاد كامل و دقيق باشد.آيا اين ضعف، تنها در رسانه‌هايي وجود دارد كه به گفته احمدي‌نژاد، جريان تشكيل دولت صهيونيستي با حمايت آنها انجام شد و قتل مظلومانه مروه شربيني هم با سكوت آنها، مخفي ماند؟ آيا احمدي‌نژاد، گفتگوهاي سفارشي خبرنگاران صدا و سيما با خودش را مشمول همين ضعف نمي‌داند كه ؟ آيا احمدي‌نژاد ترديد دارد كه اگر موضوعي باب ميل او و همكارانش نباشد حتي اگر بر زبان رئيس مجلس، رئيس قوه قضائيه و ساير شركاي حكومتي او جاري شود انعكاس مناسبي در صدا و سيماي ايران، پيدا نمي‌كند؟ اظهارات احمدي نژاد در اجلاس مديران راديو و تلويزيون كشورهاي اسلامي، ضمن آن كه فضاي رسانه‌اي در جهان امروز را به چالش مي‌كشيد، اعتراف صريح به تأثيرگذاري رسانه‌ها بر تحولات جهاني بود.
احمدي نژاد با سفرهاي منظم خود به نيويورك، در عمل نيز اين اعتراف را تثبيت كرده است. زيرا در اين سفرها، معمولاً ملاقات سياسي مهمي بين او و سران كشورها صورت نمي‌گيرد و به نظر مي‌رسد مهم‌ترين هدف از اين سفرها، استفاده از فضاي رسانه‌اي است كه در اختيار مـجـمـع عـمـومـي سـازمـان ملل قرار دارد. البته اين هدف‌گذاري و آنچه كه احمدي‌نژاد از آن به عنوان نقش ظالمانه رسانه‌هاي بزرگ نام مي‌برد پارادوكسي بزرگ ايجاد مـي‌كـنـد كـه براي حل اين پارادوكس، تنها يك پاسخ مي‌توان يافت. اين پاسخ، همان رمز موفقيت رسـانه‌هايي است كه به نظر احمدي‌نژاد، در خدمت استكبار جهاني قرار دارند: آنها براي آنكه اعتماد مخاطب را جلب كنند سخنان احمدي‌نژاد را به همراه سخنان اوباما، قذافي، چاوز و ... پخش مي‌نمايند تا خبررساني خود را كامل كنند يا آن را كامل نشان دهند. اين همان نكته‌اي است كه برخي رسانه‌هاي ما نمي‌خواهند به آن توجه كنند و رسانه‌هاي ديــگــر نـمي‌توانند به آن پايبندي داشته باشند.آقاي احمدي‌نژاد لابد مي‌داند كه سخنان او به صورت مستقيم در رسـانه‌هاي آمريكايي پخش شد اما هيچ‌كس در ايران نتوانست به صورت مستقيم و كامل، سخنان اوباما را بشنود!
نكته ديگري كه در سخنراني اخير احمدي‌نژاد مورد توجه قرار گرفت پافشاري رسانه‌هاي استكباري بر يك خبر، براي باوراندن آن بود. رئيس دولت ايران در پنجمين سال ارتباط گسترده با فضاي رسانه‌اي، آيا واقعا بر اين باور است كه تنها عنصري كـه يك خبر را باورپذير مي‌كند، سماجت رسانه‌ها بر تكرار آن است؟ اگر اينگونه بود قاعدتاً بسياري از ادعاهاي سران دولت نهم و دهم كه از همراهي و حمايت رسانه‌هاي پر خرج داخلي و تريبون‌هاي پر نفوذ برخوردار هستند بايستي اكنون به يك باور عمومي تبديل مي‌شد. مثلاً اينكه: ، ، ، ، ، و... اما نه آن حمايت‌ها و نه اين همراهي‌ها تا كنون موجب پذيرش عمومي اين ادعاها و بستن دهان منتقدان نشده است.

 
پس مي‌توان گفت افزايش منتقدان و پيوستن گروه‌هاي جديدي از اصولگرايان به صف منتقدان دولت، نشان مي‌دهد كه تنها شرط باورپذير‌شدن يك خبر و موفقيت يك رسانه در‌باورپذير كردن اخبار، سماجت خبرسازان و تكرار خبرهاي سفارشي نيست. از سوي ديگر نفوذ گسترده برخي خبرهاي مرتبط با حوادث بعد از انتخابات - علي‌رغم عدم همراهي رسانه ملي و تريبون‌هاي ظاهراً پرمخاطب - نشان مي‌دهد كه فاكتورهاي مهم ديگري بر فضاي رسانه‌اي ايران و جهان حاكم است كه متاسفانه، هم مسئولان رسانه‌اي ايران از آن غافل هستند و هم سياستگذاران ايراني كه دغدغه ايشان، عدم وجود آزادي در فضاي رسانه‌‌اي ساير كشورهاست. 
  

 

 =======

منبع : ايران اكونوميست

 

لینک مطلب
 

 تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری ایران و افغانستان

 
داوود ناجی

بی بی سی

مقايسه انتخابات رياست جمهوري ايران و افغانستان 

انتخابات ایران و افغانستان در فاصله زمانی کمی برگزار شده است اما اگر انتخابات را در این دو کشور همسایه که به لحاظ فرهنگی و تاریخی مشترکات زیادی باهم دارند بررسی کنیم تفاوت های جدی و زیادی به چشم می خورد در حالی که نقاط تشابه چندان زیاد نیست.

تفاوت جایگاه رئیس جمهوری

هردو کشور ایران و افغانستان، نظام ریاستی دارند یعنی رئیس جمهوری با رای مسقیم مردم انتخاب می شوند. اما جایگاه رئیس جمهوری در ایران و افغانستان بسیار متفاوت است.

در افغانستان مردم با شرکت در انتخابات عالی ترین مقام کشوری یا شخصیت اول مملکت را بر می گزینند که به لحاظ قانونی فقط در برابر مردم پاسخگو است.

بسیاری از صلاحیت هایی که در افغانستان مربوط به رئیس جمهوری است، در ایران مربوط به رهبر جمهوری اسلامی است.

مثلا رئیس قوه قضایی را در افغانستان رئیس جمهور پیشنهاد می کند و مجلس به او رای اعتماد می دهد.

در ایران رئیس قوه قضایی از سوی رهبر منصوب می شود.

رئیس جمهوری افغانستان فرمانده کل قوا نیز هست

اما در ایران فرماندهی کل قوا به عهده رهبر است.

رهبر ایران همچنین شش تن از فقهای شورای نگهبان را که یکی از وظایف اش تعیین صلاحیت نامزدان ریاست جمهوری است منصوب می کند.

فاصله خواسته ها

اگرچه رفاه اجتماعی، کار، در آمد بیشتر و امنیت شغلی، تورم و دیگر مسایل اقتصادی برای مردم ایران مهم است اما حوادث بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در این کشور نشان داد که خواست شمار قابل ملاحظه ای از مردم رسیدن به حقوق و آزادی هایی است که در افغانستان حداقل به لحاظ قانونی مردم از آن برخوردارند.


زنان افغانآزادی احزاب سیاسی، آزادی بیان و رسانه ها عملا در افغانستان وجود دارد. در حال حاضر بیش از 15 شبکه تلویزیون خصوصی و دهها رادیو و روزنامه خصوصی فعال است
آزادی احزاب سیاسی، آزادی بیان و رسانه ها عملا در افغانستان وجود دارد. در حال حاضر بیش از 15 شبکه تلویزیون خصوصی و دهها رادیو و روزنامه خصوصی فعال است.

در همین سه ماه پیش اعتراض نه چندان شدید عده ای از زنان به قانون احوال شخصیه که آزادی زنان را محدود می کرد، دولت را مجبور کرد که دست کم در هفتاد مورد در این قانون تجدید نظر کند.

در افغانستان سانسور قبل از نشر و بعد از نشر قانونا ممنوع است در حالی که در ایران صدا و سیما در کنترل دولت است و وزارت ارشاد نیز بر طبع و نشر آثار فرهنگی، علمی و هنری نظارت مستقیم و جدی دارد و جلوی انتشار کتابها را پیش از چاپ می گیرد.

اما برای مردم افغانستان که سی سال جنگ را پشت سر گذاشته دسترسی به ابتدایی ترین امکانات زندگی حرف اول را می زند. مردم افغانستان امنیت می خواهند، مکتب/مدرسه، آب آشامیدنی، برق، جاده کار، خدمات بهتر بهداشتی و رفاهی می خواهند.

از سوی دیگر مطالبات سیاسی در هر دو کشور نیز متفاوت است. در افغانستان اقلیت های قومی و مذهبی به بسیاری از حقوق شان دست یافته اند، مثلا مذهب شیعه که مذهب 20 در صد از ساکنان این کشور است رسمی است.

همچنین زبان ازبکی در مناطقی که بیشترین گویندگان ازبک تبار را داشته باشد، زبان رسمی شمرده می شود و دولت مکلف است زمینه آموزش ابتدایی به آن زبان را برای دانش آموزان فراهم کند.

ولی با این همه، مطالبات سیاسی در افغانستان هنوز مبنای قومی دارد، در حالی که مثلا هزاره ها و ازبک ها خواستار مشارکت سیاسی بیشتر اقوام در قدرت هستند، تاجیک ها طرفدار تمرکز زدایی اند و طیف وسیعی از پشتونها بر نظام قدرتمند مرکزی تاکید دارند.

در انتخابات افغانستان چهره های سیاسی و افراد بانفوذ مانند رهبران جهادی و سران قومی می توانند توازن آراء را به نفع یا ضرر نامزدها تغییر دهند

 
تفاوت نامزدها

دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران چهار نامزد داشت، که دوتن از آنان (محمود احمدی نژاد و محسن رضایی) جناح اصولگرا و دو تن دیگر ( میرحسین موسوی و مهدی کروبی) جناح اصلاح طلب را نمایندگی می کردند. این شاید به این معنا است که جامعه ایران به لحاظ سیاسی راهش را یافته و طرح مطالبات سیاسی و راه رسیدن به قدرت و مشارکت سیاسی در آن سیستماتیک تر و مدرن تر شده است.

اما آگاهان مسایل سیاسی در ایران می گویند محدودیت نامزدان انتخابات در ایران دلیل دیگری دارد و آن وجود نهاد کنترل کننده ای به نام شورای نگهبان است که به هر دیدگاه و صدایی فرصت و مجالی برای نامزدی در انتخابات نمی دهد.

اما در افغانستان فهرست نامزدان ابتدا 41 تن بود و تا آخرین روز مبارزات انتخاباتی به 31 نفر رسید. در میان نامزدان افغانستان، می توان نمایندگانی از طیف ها و جناح های مختلف را دید.

ملا سلام راکتی یکی از فرماندهان طالبان بود و در برنامه انتخاباتی اش نیز بر تطبیق شریعت اسلامی و عدالت اسلامی بیشتر از هر چیز دیگری تاکید داشت.

حبیب منگل عضویت حزب چپگرا و کمونیستی (پرچم) را کار نامه اش دارد و اکثر مردم با گذشته و دیدگاه های او آشنا هستند.

وزیر دفاع رژیم کمونیستی نجیب، نیز از دیگر نامزدان است.

از لحاظ قومی نیز نامزدان به اقوام مختلفی تعلق دارند و در فهرست نامزدان می توان چهره بسیاری از اقوام کثیر الملیتی افغانستان را دید.

از نظر جنسیتی دو تن از نامزد احراز پست ریاست جمهوری زن هستند. اگر چه وضع زندگی زنان در افغانستان و ایران قابل مقایسه نیست و زنان افغان به مراتب بیشتر از زنان در ایران با مشکلات جدی و متعددی مواجه اند اما حداقل از نظر قانونی مانعی برای اینکه یک زن نامزد ریاست جمهوری باشد وجود ندارد.


در افغانستان 41 نامزد با سلایق مختلف در رقابت های انتخاباتی شرکت داشتند در حالی که در انتخابات ریاست جمهوری ایران چهار نفر با هم رقابت می کردند
صندوق راي در ايراندر قوانین ایران منعی برای نامزدی زنان در انتخابات وجود ندارد اما شرایط نامزدی در انتخابات دست شورای نگهبان را در تفسیر قانون باز گذاشته است و برای همین در ده دوره قبلی حتی یک زن در فهرست نامزدان ریاست جمهوری ایران دیده نشده است.

تعدد نامزدان را می توان نشانه پراکندگی سیاسی و از ویژگی های دوران گذار شمرد. اما هرچه باشد انتخابات افغانستان جامعه چند صدا و چند رنگ افغانستان را به خوبی نشان می دهد.

حضور ناظران

 
کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان، اعلام کرده است که صدها تن از ناظران بین المللی و ناظرانی از نهاد های مدنی افغانستان عملا بر نحوه برگزاری انتخابات در افغانستان نظارت می کنند. شاید حضور ناظران بین المللی شاید یکی از برجسته ترین تفاوت انتخابات ایران و افغانستان باشد.

غیر از این تفاوت عمده، یکی از موارد عمده تشابه در انتخابات افغانستان جای خالی احزاب و نقش برجسته چهره های سیاسی است. در انتخابات افغانستان چهره های سیاسی و افراد بانفوذ مانند رهبران جهادی و سران قومی است که توازن آراء را به نفع یا ضرر این یا آن نامزد خاص تغییر می دهد.

در ایران نیز حمایت و یا عدم حمایت چهره های سیاسی از نامزدان تاثیر قابل ملاحظه ای داشت اما بدون شکل دلایل جای خالی احزاب سیاسی در ایران و افغانستان یکی نیست.
 

 

 =============

منبع : سايت فارسي بي بي سي

 

قانون انتخابات افغانستان - در ادامه همين مطلب بخوانيد .

 


ادامه مطلب
لینک مطلب
 

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸
در پاسخ به اکبر گنجی انجام شد
حمایت 265 روشنفکر جهان از جنبش سبز ایران

 اكبر گنجي و حمايت 265 روشنفكر جهان از نامه او

 

به همت اکبر گنجی، جمع بزرگی از روشنفکران جهان، مانند یورگن هابرماس، مارتا نسبام،  چارلز تیلور، نوام چامسکی، جوز راموز هورتا(برنده ی جایزه صلح نوبل در سال  1996)، نادین گوردیمر(برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال 1991)، اورهان پاموک(برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال 2006)، ماریو وارگاس یوسا(رمان نویس مشهور پرویی)، رابرت بلا، شیلابن حبیب، کورنل وست،  هیلری پتنام،  بنجامین باربر،  هاوارد زین، مایکل والزر، طلال اسد، خوزه کازوناوا، نانسی فریزر،  مارشال برمن، جوشوا کوهن، فیلیپ پتیت، ریچارد جی برنشتاین باامضای نامه ای برخوردهای حکومت جمهوری اسلامی با مردم را محکوم و از جنبش سبز مردم ایران، حمایت کردند.

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد و رویدادهای بعد از آن، اکبرگنجی طی نامه ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن تشریح شرایط ایران، شش درخواست مشخص را مطرح کرد. پس از آن در طول یک ماه، 265 تن از بزرگترین روشنفکران جهان با تأیید محتوای این نامه، آن را امضاء کردند تا در اختیار دبیرکل سازمان ملل متحد قرار گیرد. متن کامل نامه و اسامی امضا کنندگان آن به شرح زیر است:

 

دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

جناب آقای بان کی مون

انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون آزاد، رقابتی و منصفانه نیست و هرگز به انتقال واقعی قدرت در ساختار سیاسی ایران نمی انجامد، زیرا:

مطابق اصل 110  قانون اساسی ایران،  اکثریت قدرت و اختیارات در دست رهبر و نهادهای تحت امر اوست. و مطابق اصل  57 قاونون اساسی قوای سه گانه، یعنی قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضائیه،  "زیر نظر  ولایت مطلقه امر و امامت امت"(رهبر) قرار دارد.  مردم ایران فقط در سه حوزه، یعنی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و شورای شهر، حقّ رأی دادن دارند. اما در همین سه حوزه هم حتّی اگر نمایندگان مردم در انتخاباتی رقابتی و منصفانه برگزیده شوند، باز هم نمی توانند نقش مهّمی در تغییر و اصلاح امور کشور داشته باشند، زیرا نهادهای انتصابی که مستقیماً تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی عمل می کنند، یعنی شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، و شورای عالی  انقلاب فرهنگی، می توانند سدّ راه نهادهای انتخابی شوند، و اقدامات اصلاحی آن نهادها را خنثی کنند.

نکته مهم آن است که اختیارات واقعی رهبر در مقام عمل حتّی از اختیارات قانونی او در متن قانون اساسی هم بیشتر است، زیرا مطابق اصل 98 قانون اساسی ایران، تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است که خود منصوب رهبر است. شورای نگهبان اختیارات رهبر را به آنچه در متن قانون اساسی آمده است محدود نمی داند، و مدعی است که دایره اختیارات رهبرجمهوری اسلامی هیچ محدودیتی ندارد.

انتخابات ایران در چارچوب این محدودیتهای تنگ برگزار می شود.  تازه در این چارچوب تنگ مخالفان سیاسی حق کاندیدا شدن ندارند، و فقط کسانی می توانند کاندیدا شوند که به اسلام، قانون اساسی، و ولایت مطلقه فقیه اعتقاد و التزام عملی دارند. شورای نگهبان در انتخابات مجلس کنونی حدود 2000 تن از داوطلبانی واجد شرایط را رد صلاحیت کرد و به آنان اجازه شرکت در انتخابات را نداد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز شورای نگهبان صلاحیت  471 نفر را رد کرد و فقط صلاحیت چهار تن را که طی سه دهه گذشته از مسئولان اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده اند، تأیید کرد.  و از میان این چهار تن، رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ۱۹ ژوئن در تهران، صریحاً اذعان کرد که نظرات او به یکی از کاندیداها، یعنی محمود احمدی نژاد، نزدیکتر است.

انتخابات روز 12 ژوئن 2009 با مشارکت 80 درصد مردم ایران و در همین چارچوب رقابتی تنگ و از پیش گزینش شده برگزار شد.  اما متأسفانه همین آزادی محدود نیز در انتخابات اخیر عملاً نادیده گرفته شد، و محمود احمدی نژاد رسماً برنده این انتخابات اعلام گردید.  اکثریت مردم ایران اعتقاد دارند که رأی آنها در این انتخابات خوانده نشده است.  مردم ایران در سراسر کشور در اعتراض به این تخلفات انتخاباتی که نقض آشکار حق آنها در تعیین سرنوشتشان است به شیوه ای بسیار مسالمت آمیز دست به اعتراضهای گسترده و آرام زده اند.  متأسفانه دولت جمهوری اسلامی در رویارویی با این اعتراضات آرام و متمدنانه با خشونت به سرکوب گسترده مردم اقدام کرده است، و در این میان شماری از مردم بیگناه، و خصوصاً دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران را توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی خود به خاک و خون کشیده است، شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی را در سراسر ایران به نحو غیرقانونی بازداشت کرده است، و همزمان تمام شبکه های ارتباطی کشور را مختل کرده، و فعالیت خبرنگاران و ناظران بی طرف بین المللی را در ایران بشدّت محدود ساخته است

ما روشنفکران، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق و آزادی های دموکراتیک از جنابعالی درخواست می کنیم اعتراض  گسترده مردم ایران را مورد توجه قرار دهید و نسبت به احقاق حقوق قانونی و دموکراتیک آنها اقدامات عاجل زیر را به عمل آورید:

1-  تشکیل یک کمیته ی بین المللی حقیقت یاب به منظور  بررسی فرآیند رأی گیری، شمارش آرا و اعلام نتایج موارد تقلب و دستکاری در آرای مردم.

2-  اعمال فشار به دولت ایران جهت ابطال انتخابات تقلبی و برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه زیر نظر سازمان ملل متحد.

3-  اعمال فشار به دولت ایران جهت آزادی کلیه زندانیان اعتراض های اخیر.

4-  اعمال فشار به دولت ایران جهت رفع توقیف از رسانه های تعطیل شده در روزهای اخیر، و به رسمیت شناختن حق مردم ایران در زمینه آزادی اظهار نظر و اعتراض مسالمت آمیز به نتایج انتخابات اخیر.

5-  اعمال فشار به دولت ایران جهت ممانعت از هرگونه سرکوب و اعمال خشونت علیه مردم ایران.

6-  به رسمیت نشناختن دولت کودتایی احمدی نژاد و عدم همکاری با آن از سوی تمامی دولت ها و مجامع بین المللی.

 

اسامی امضا کنندگان

این نامه بعد از مدتی به امضای سرشناس ترین چهره های فکری و فرهنگی جهان رسید که اسامی آنان در زیر می آید.

 

1.   Akbar Ganji, journalist

2.   Jürgen Habermas (J.W.Goethe Universitaet, Frankfurt)

3.   Noam Chomsky, MIT

4.   Charles Taylor, McGill University

5.   Martha Nussbaum, University of Chicago

6.   Jose Ramos-Horta, (Recipient of the Nobel Peace Prize, 1996)

7.   Orhan Pamuk, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 2006)

8.   Nadine Gordimer, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 1991)

9.   Mario Vargas Llosa (Novelist, Peru)

10.   Robert Bellah, UC-Berkeley

11.   Seyla Benhabib, Yale University

12.   Cornel West, Princeton University

13.   Hilary Putnam, Harvard University

14.   Benjamin Barber, Senior Fellow, Demos

15.   Craig Calhoun, Social Science Research Council

16.   Howard Zinn, Boston University

17.   John Esposito, Georgetown University

18.   Michael Walzer, Princeton University

19.   Adam Michnik, essayist, Poland

20.   Ahmad Rashid, journalist, Pakistan

21.   Talal Asad, City University of New York

22.   Jose Casanova, Georgetown University

23.   Joel Rogers, UW-Madison

24.   Todd Gitlin, Columbia University

25.   Ira Katznelson, Columbia University

26.   Nancy Fraser, New School University

27.   Marshall Berman, City University of New York

28.   Joshua Cohen, Stanford University

29.   Philip Pettit, Princeton University

30.   Jane Mansbridge, Harvard University

31.   Richard J. Bernstein, New School University

32.   Jean-Francois Julliard, Secretary General, Reporters Without Borders

33.   Frank Cunningham, University of Toronto, FRSC

34.   Nancy L. Rosenblum, Harvard University

35.   Stanley Aronowitz, Graduate Center, City University of New York

36.   Ashis Nandy, Center for Developing Studies, India

37.   Nasr Hamed Abu Zayd, University of Humanistics

38.   David Held, London School of Economics

39.   Steven Pinker, Harvard University

40.   Jerome Kagan, Harvard University

41.   Rebecca Newberger Goldstein, Harvard University

42.   Adam Habib, University of Johannesburg

43.   Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago

44.   Ian Buruma, Bard College

45.   Saskia Sassen, Columbia University

46.   Ariel Dorfman, Duke University

47.   Michael Berube, Pennsylvania State University

48.   Steven Lukes, New York University

49.   Mary H. Kaldor, London School of Economics

50.   John Keane, University of Westminster

51.   Mark Lilla, Columbia University

52.   Stephen Lewis, McMaster University (Canada)

53.   Anne Norton, University of Pennsylvania

54.   Hent de Vries (Johns Hopkins University)

55.   Tom Farer, University of Denver

56.   Veena Das, Johns Hopkins University

57.   Corey Brettschneider, Brown University

58.   Udo Schuklenk, Queen University

59.   Lucas Swaine, Dartmouth College

60.   Jonathan Rosenbaum, Film Critic

61.   Claus Offe, Hertie School of Governance, Berlin

62.   Genevieve Fuji Johnson, Simon Fraser University

63.   Alice Amsden, MIT

64.   Thomas Keenan, Bard College

65.   Hussein Banai, Brown University

66.   Stephen Eric Bronner, Rutgers University

67.   Mary Ann Tetreault, Trinity University

68.   Rabbi Michael Lerner, Tikkun Magazine

69.   Martin Shaw, University of Sussex

70.   William R. Roff, Columbia University

71.   Joanne Rappaport, Georgetown University

72.   David Goldfischer, University of Denver

73.   Arthur Danto, Columbia University

74.   Nubar Hovsepian, Chapman College

75.   Ann Elizabeth Mayer, University of Pennsylvania

76.   Beverley Milton-Edwards, Queens University

77.   Andrew Arato, New School University

78.   Anthony Chase, Occidental College

79.   Dale Eickelman, Dartmouth College

80.   Roger Hamburg, Indiana University

81.   William Shepard, University of Cantebury

82.   Delphine Abadie, University of Montreal

83.   Laury Braco, University of Montreal

84.   Kamran Matin, University of Sussex

85.   Christian Nadeau, University of Montreal

86.   Christine Straehle, University of Montreal

87.   Veronica Ponce, Marianopolis College

88.   Joseph Levine, University of Massachusetts

89.   John Sanbonmatsu, Worcester Polytechnic Institute

90.   Massimo Rosati, University of Rome 'Tor Vergata'

91.   Hasan Jashari, SEE University

92.   Mujeeb Khan, UC Berkeley

93.   Margaret Scott, New York University

94.   Joy Tong Kooi Chin, National University of Singapore

95.   Susan Moeller, University of Maryland

96.   Avideh Mayville, American University

97.   Alistair M. Macleod, Queen’s University

98.   Carol Gould, Temple University

99.   Louise Antony, University of Massachusetts

100.   Delfina Serrano, ILC, CCHS-High Council for Scientific Research, Madrid

101.   Dr. Peter Admirand, The Irish School of Ecumenics, Trinity College Dublin

102.   Laura Santos, University of Minho, Portugal

103.   Kwadwo Appiagyei-Atua, University of Ghana

104.   Martin Blanchard, Université de Montréal

105.   Patrick Turmel, Universite de Laval.

106.   Elizabeth Shackman Hurd, Northwestern University

107.   Chung Ryoa, University of Montreal

108.   Awad Halabi, Wright State University

109.   David Schweickart, Loyola University Chicago

110.   Norman Birnbaum, Georgetown University

111.   David Ingram, Loyola University

112.   Fazal Khan, University of Georgia School of Law

113.   Madhavi Sunder, University of California, Davis

114.   Sophie-Jan Arrien, Univesity of Laval

115.   José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal

116.   Lise Sedrez, California State University, Long Beach

117.   Kurt Jacobs, University of Massachusetts, Boston

118.   Dominic Martin, University of Montreal

119.   Devdatt Dubhashi, Chalmers University

120.   Charles Butterworth, University of Maryland

121.   B. Chandrasekaran, Ohio State University

122.   Sohrab Behdad, Denison University

123.   Nissim Mannathukkaren, Dalhousie University

124.   Henrik Jeldtoft Jensen, Imperial College London

125.   Marilena di Mucchianico, London School of Economics

126.   Joana Baguenier, University of Minho, Portugal

127.   William A. Graham, Harvard University

128.   Catherine Lu, McGill University

129.   Mariano Torcal, Universidad Pompeu Fabra in Barcelona

130.   Daniel Brumberg, Georgetown University

131.   José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal

132.   Kathleen Howard Sutherland, Bowling Green State University

133.   Jesse Lemisch,  City University of New York

134.   Stephen Zunes, University of San Francisco

135.   Pauline Artemenko, University of Sorbonne

136.   Michael Urban, University of California, Santa Cruz

137.   Thomas Scanlon, Harvard University

138.   Matthew Evangilista, Cornell University

139.   Arien Mack, New School University

140.   Brendan Simms, Cambridge University

141.   Alan Bundy, University of Edinburgh

142.   Jeroen Gunning, University of Aberystwyth

143.   Wai Chee Dimock, Yale University

144.   Kathy Kelly, Voices for Creative Nonviolence

145.   Lewis Gropp, editor Qantara.de

146.   Andrei Codescu, Louisiana State University

147.   Leslie Sklair, London School of Economics and Political Science

148.   Simon Critchley, New School University

149.   Dr. Byron Miller, University of Calgary, Canada

150.   Dr. Liza McCoy, University of Calgary, Canada

151.   Dr. Tom Langford, University of Calgary, Canada

152.   Dr. Gillian Ranson, University of Calgary, Canada

153.   Timur Kuran, Duke University

154.   Astrid M. O’Brien, Fordham University

155.   Susan Buck-Morss, Cornell University

156.   Leslie Miller, University of Calgary

157.   Martin Beck Matuštík, Arizona State University

158.   Claudio Lomnitz, Columbia University

159.   Danny Postel, writer

160.   Sandra Bartky, University of Illinois at Chicago

161.   David Burrell, University of Notre Dame

162.   Baber Johansen, Harvard University

163.   Micheline Ishay, University of Denver

164.   Ronald F. Thiemann, Harvard University

165.   John Owens, University of Westminster

166.   Ronald Beiner, University of Toronto

167.   Andrew Norris, University of California, Santa Barbara

168.   Jenny White, Boston University

169.   Thomas McCarthy, Northwestern University

170.   Ophelia Benson, Butterflies and Wheels

171.   Richard Tapper, University of London

172.   Michael Perry, Emory Law School

173.   Volker Kaul, University of Salerno, Italy

174.   Andrew Murphy, Rutgers University

175.   Anne McClintock, University of Wisconsin, Madison

176.   Rob Nixon, University of Wisconsin, Madison

177.   Augustus Richard Norton, Boston University

178.   Theresa M. Kelley, University of Wisconsin, Madison

179.   Tejumola Olaniyan, Univesity of Wisconsin, Madison

180.   Todd Shepard, Johns Hopkins University

181.   Steven Fish, University of California, Berkeley

182.   Matthias Riedl, Central European University

183.   Tine Stein, Social Science Research Center/Berlin

184.   Rogers M. Smith, University of Pennsylvania

185.   Alia Hogben, Canadian Council for Muslim Women

186.   Libby Newman, University of Pittsburgh

187.   Charles Perrow, Yale University

188.   E. Valentine Daniel, Columbia University

189.   Antonia Grunenberg, University of Oldenburg

190.   Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago

191.   Alexander Welsh, Yale University

192.   Robert W. Mitchell, Eastern Kentucky University

193.   Irwin Redlener, Columbia University

194.   M. Norton Wise, University of California, Los Angeles

195.   Stanley Rachman, University of British Columbia.

196.   Paul Ekman, Professor Emeritus, UCSF

197.   Gary Giroux, Texas A&M University

198.   Merle Goldman, Boston University

199.   Michel Bonnin, Ecole des Hautes Etudes en Sciences Sociales

200.   Katayoun Chamany, New School University

201.   Arlie Russell Hochschild, University of California, Berkeley

202.   Robert Grant, University of Glasgow

203.   John Dupré, University of Exeter

204.   Gyorgy Markus, The University of Sydney

205.   Maria R.  Markus, University of New South Wales

206.   Dana Villa, University of Notre Dame

207.   Jean-Philippe Béja, CNRS-CERI Sciences-Po, Paris

208.   Anne-Marie Roviello, Université Libre de Bruxelles

209.   W. Richard Scott, Stanford University

210.   Lionel Tiger, Rutgers University

211.   Theodore M Porter, University of California, Los Angeles

212.   Radoslaw Rybkowski, Jagiellonian University

213.   Jean-François Huchet, French Centre for Research on Contemporary China

214.   Ruth Chang, Rutgers University

215.   Jacek Debiec, New York University

216.   Cathy Schneider, American University

217.   Robert L. Park, University of Maryland

218.   Peter Galison, Harvard University

219.   Annabelle Lever, London School of Economics

220.   Carlos Dews, John Cabot University

221.   Benno Torgler, Queensland University of Technology

222.   Nick Humphrey, London School of Economics

223.   Katerina Naumenko, Moscow State Institute of International Relations

224.   Etienne Tassin, University of Paris Diderot

225.   Paul Jobin, University of Paris Diderot

226.   Meredeth Turshen, Rutgers University

227.   Martine Leibovici, University of Paris Diderot

228.   Matthew Rabin, UC-Berkeley

229.   Wendy Doniger, University of Chicago

230.   Jeff McMahan, Rutgers University

231.   Marcello Antosh, Rutgers University

232.   Evan M. Daniel, New School for Social Research

233.   Eva Hoffman, writer

234.   Paul Nicholson, Parsons The New School for Design

235.   Mark Dow, writer

236.   Claudia Bedrick, Publisher, Enchanted Lion Books

237.   Dina Khapaeva, Smonly College

238.   Tammy Ha, The New School University

239.   Peter Holslin,  writer

240.   Emily Bills, New School University

241.   Katie Davis, Harvard University

242.   Alexandra Chasin, Lang College

243.   Heine A. Holmen, University of Oslo

244.   Renata Salecl, University of Ljubljana

245.   Mona Ali, Vassar College

246.   Tiancheng Wang ,Columbia University.

247.   Alexis Lycas, Ecole Pratique des Hautes Etudes

248.   Rui Liu, Hefei No.6 High School, China

249.   William Remley, New School for Social Research

250.   Jesse Wozniak, University of Minnesota

251.   Fatos Lubonja,  writer and journalist

252.   Anne Peretz, The Family Center

253.   Michael Craig, China Rights Network

254.   Holly M. Smith, Rutgers University

255.   David Garland, New York University

256.   Takuji Fujikawa, Nagasaki Institute of Applied Science (Japan)

257.   Aizoh, Kubo, Kyoto Univesity (Japan)

258.   Samuel Scheffler, New York University

259.   Richard Locke, MIT

260.   Susanna Siegel, Harvard University

261.   Seana Shiffrin, UCLA

262.   Richard Moran, Harvard University

263.   Larry Diamond, Stanford University

264.   Charles Parsons, Harvard University

265.   David Little, Harvard University

 

 

 

 

==============

 منبع : Roozonline.com

 

لینک مطلب
 

 

ابی به اعتصاب غذای اکبر گنجی می پیوندد

 

 ابی، خواننده سرشناس پاپ ایران در بیانیه ای از برنامه اعتصاب غذای سه روزه اکبر گنجی در برابر سازمان ملل متحد اعلام حمایت کرده و از پیوستن به اعتصاب کنندگان خبر داده است.

ابراهیم حامدی، ابی، در این حال نگرانی خود را از وضع بازداشت شدگان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران اعلام کرده است.

اکبر گنجی قرار است از 22 تا 24 ژوئیه، 31 تیر تا 2 مرداد، در اعتراض به رخدادهای اخیر ایران و خشونت علیه معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در این کشور در برابر ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا بزند.

تاکنون تعدادی از فعالان سیاسی و حقوق بشر و هنرمندان ایرانی مانند گوگوش حمایت خود را از برنامه اعتصاب غذای آقای گنجی در برابر سازمان ملل اعلام کرده اند.

 

'حضور پر شور مردم'

 
ابی در بیانیه خود گفت: "حوادث ماه های اخیر ایران خیره کننده بوده است. حضور پر شور مردم با رنگ های شاد، همه را به این گمان انداخت که از طریق صندوق های رأی می توان به دولت نه گفت و حکومت و سیاست ها را تغییر داد."

او در این حال از این که اعتراض آرام مردم ایران به نتیجه انتخابات با " گلوله و باتوم و گاز اشگ آور و بازداشت و شکنجه" پاسخ داده شد، تاسف خورده است.

ابی با قهرمان خواندن ده ها تن از کشته شدگان حوادث اخیر ایران گفت: "اینک دهها تن از فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر در شرایطی دشوار در زندان ها اسیر شده اند. باید به داد آنها رسید."

بیانیه ابی می افزاید که او در سومین روز اعتصاب غذای اکبر گنجی، فعال سیاسی ایرانی، به او و سایر اعتصاب کنندگان خواهد پیوست.

او همچنین از سایر ایرانی های مقیم ایالات متحده خواسته است به این اقدام بپیوندند.

 

 

منبع : سايت فارسي بي بي سي

 ***********

در همين رابطه :

 

 

اکبر گنجی، فعال سياسی و روزنامه نگار سرشناس ايرانی در نيويورک آمريکا، درباره اهداف اين اعتصاب غذا به « راديو فردا» می گويد:

اين اعتصاب غذا با هدف محکوم کردن سرکوب و کشتار مردم ايران، بازداشت فعالين سياسی و حقوق بشری، فشارهای روحی و روانی بر بازداشت شدگان در زندان و اعتراف گيری ها از آنها صورت می گيرد. بزرگترين خواست اين اعتصاب غذا و تحصن، آزادی تمام زندانيان سياسی و عقيدتی از هر گروه و با هر ايده ای است.  [ ادامه اين خبر را در اينجا بخوانيد ]

 

 


ادامه مطلب
لینک مطلب
 

 محمد کامرانی؛ یکی دیگر از کشته‌شدگان درگیری‌های تهران

محمد كامراني

محمد کامرانی، جوان ۱۸ ساله ای که در اعتراضات روز ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، روز ۲۵ تیر در اثر جراحات وارده، که معلوم نیست در جریان درگیری ها و یا در زندان ایجاد شده، از دنیا رفت.

طبق آمارهای رسمی در درگیری های بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بیش از بیست نفر کشته اند. اما بعضی از معترضین تعداد کشته شدگان را چند برابر این تعداد می دانند.

یکی از اعضای خانواده آقای کامرانی به بی بی سی فارسی گفت که او در درگیری های روز پنجشنبه ۱۸ تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران بازداشت شده است. البته به گفته این عضو خانواده آقای کامرانی، او در حرکات اعتراضی شرکت نداشته و صرفا در حال عبور از خیابان بوده است.

بنا بر گزارش های رسیده از ایران و اظهارات این عضو خانوده محمد کامرانی، او پس از دستگیری به همراه تعداد دیگری از بازداشت شدگان به بازداشتگاهی در کهریزک منتقل شده است.

بعد از چند روز فهرستی از سوی مسئولان زندان اوین از بازداشت شدگان منتقل شده از کهریزک به زندان اوین منتشر شد که نام محمد کامرانی هم در میان آنها وجود داشت.

با پیگیری های خانواده آقای کامرانی به آنها اطلاع دادند که روز چهارشنبه ۲۴ تیر، او از زندان آزاد خواهد شد و هنگامی که خانواده برای تحویل گرفتن او به زندان مراجعه کردند، به آنها گفته شد که به دلیل جراحاتی که به او وارد شده، به بیمارستان لقمان تهران منتقل شده است.

این عضو خانواده آقای کامرانی که خود در بیمارستان لقمان حاضر شده می گوید که در بیمارستان با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبرو شده است. خانواده آقای کامرانی با اصرار و تحت حفاظت ماموران، او را به بیمارستان مهر منتقل می کنند، اما بعد از چند ساعت و علی رغم تلاش پزشکان بیمارستان مهر، محمد کامرانی ۱۸ ساله از دنیا می رود.

پیکر محمد کامرانی، صبح روز شنبه در بهشت زهرای تهران دفن شده است.

پیش از محمد کامرانی نام چند تن دیگر از کشته شدگان این وقایع از جمله ندا آقا سلطان، دانشجوی ۲۷ ساله، سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله، و یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، در رسانه ها مطرح شده بود.

 

 

منبع : بي بي سي فارسي

لینک مطلب
هر سال ، سال کوروش بزرگ
 
This Template Designed By extrem.blogfa.Com